اون همه دلهره و ذوق اومد نت....
اون همه سختی راه.....
اون همه شوق....
تا به هم رسیدیم... شروع کردم به شمردن.... یک .....یک ونیم.......دو........... ر- ف - ت – ی . حتی نشد سه رو هم بشمرم!!!!!!!
آخه چرا....؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چقدر آسون می رن امّا لحظه هایی که تو رو دارم
ساعت انگار حتّی نداره چشم دیدن تو رو کنارم
تا میام با تو جون بگیرم
تا می خوام باز آروم بگیرم
می رسه وقت تلخ رفتن و
می بری قلبمو جونمو می میرم
مستیم از عشق
هر جا هر دم
حتّی وقتی
دوریم از هم
آخه نفسی که عطر تو داره
آخه اون دلی که برات بی قراره
آخه چشمی که چشم انتظاره
مگه می شه بی تو نگیره بهونه
وقتی که با منی گرچه می دونم
نمی شه همیشه با تو بمونم
همه وجودمو نفسمو جونم
پُر می شه از تو و شعرای عاشقونه
.jpg)