سیب کوچولو و هویج کوچولو      

 
آخرین یادداشت ها
خونه ی خدا از کدوم وره؟؟؟
دوستت دارم
کادوی سیبی
تولد آقا هویجه مبارک باشه...
حافظ میگه، من نمی گم...
مبارکه...
[ بدون عنوان ]
چقدر زود گذشت...
همین...
نمیدونی چقدر دوستت دارم...
دلم برات تنگ شده
[ بدون عنوان ]
به افتخار سلامتی سیب کوچولو...
التماس دعا
آقا... خانم... با شما هستم!

آرشیو
شهریور 1385
مهر 1385
آبان 1385
آذر 1385
دی 1385
بهمن 1385
اسفند 1385
فروردین 1386
اردیبهشت 1386
خرداد 1386
تیر 1386
مرداد 1386
شهریور 1386
مهر 1386
آبان 1386
آذر 1386
دی 1386
بهمن 1386
اسفند 1386
فروردین 1387
اردیبهشت 1387
خرداد 1387
تیر 1387
مرداد 1387

موضوع بندی

لینک های روزانه
لینک دوستان
قالب های رایگان
آقا پویا شیکمو
someone
i_am_me
آقا اجازه...
پاتوق ( عارفه جونم...)
گواش
سیب و تسبیح
میلی جینگیلی
توت کوچولو (سحر خوکشلم)
اسم مرا صدا کن
سمیه خانم و علی آقا
یه کوچولو و آقاییش
بوسه های خرامان
بازم پروانه ای در آسمان
آخرین وبلاگ های به روز شده

لوگو
width تصویر بیشتر از 150 پیکسل نباشد.
سیب کوچولو و هویج کوچولو

خبرنامه

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید.
نام کاربری
جستجو در وبلاگ

تعداد بازدیدکنندگان
16856

طراحی قالب

POWERED BY
BlogSky.com
 

جودی ابوت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

 خونه هویجی

 

یه خونهُ هویجی... یه درخت سیب...یه پنجره که همیشه بازه و عطر گلای باغچه توی خونه پخشه...

یه خونه کوچولو ...با یه قالیچه وسط خونه... یه تختو یه تلویزیون و یه خورده وسایل آشپزی...تمام چیزایی است که زندگی جدید سیب کوچولو و هویج کوچولو رو تشکیل میده.

نه نه نه... یه چیز دیگه هم هست. دوتا قلب پاک و عاشق. که اگه این نباشه... دنیا با تمام رفاهش یک ثانیه هم بیشتر نمی ارزه.

این خونه رو هویج کوچولو با دستای کوچولوش فقط واسه سیب کوچولوش ساخته. اون درخت سیب رو هم سیب کوچولو توی باغچه اشون کاشته. داشت یادم می رفت... یه ستاره هم تو آسمونه ... یه ستاره که همیشه شبا به خاطر سیب و هویج با تمام قدرتش میتابه و تا صبح کشیک میده که نکنه کسی خلوت نیلوفریشونو بهم بزنه...

امشب ستاره اومده یکم پایین تر... داره گوش میده... یه صدایی میاد ... میشنوی؟؟؟

 

لالا لالا نخواب سودی نداره

همون بهتر که بشماری ستاره

 

همون بهتر که چشمات وا بمونه

که ماه غصش نشه تنها بیداره

 

لالا لالا نخواب تنها میمونم

کمک کن قدر چشماتو بدونم

 

لالا لالا نخواب ماهو نگا کن

من اسفندو میارم تو دعا کن

 

لالا لالا نخواب عاشق یه سیبه

همیشه سرخ و تبدارو غریبه

 

تا اون بالاس رسیدس اما تنهاس

پایینم که بیفته بی نصیبه

 

لالا لالا بخواب بیدار میمونم

بخواب، تا صبح برات لالایی میخونم

  6:27 PM | np | نظرات [0]

 بهونه ی من

 

بهونه ی منی

 

 

همه میگن تو منو دوست نداری

همشون پشت سر تو بد میگن

 

 نمیدونن تو از آسمون میای

خودشون اهل یه دنیای دیگن

 

 همه میگن اسمشه تو با منی

 

 توی قلب تو یه کم جا ندارم

روی اسم تو باید خط بکشم برم و چشما تو تنها بذارم

 

نمیدونن تو بهونه ی منی

نمیدونن تو بهونه ی منی

 

 نمی­دونن تو از آسمون میای

نمیدونن که تو دل نمیشکنی

 

تو رو با خیلیا دیدن همشون

 

 همه میگن بی وفایی میکنی

به منم میگن داری محبت از چشای اون گدایی میکنی

 

اونا از چشمای تو بی خبرن

 

نمیدونن که نگات نفس داره

اونا غافلن که چشم روشنت

      توی نور ماه نقره دست داره

 

 

 همه می خوان که ازت دست بکشم

همشون میگن که تو دیوونه ای

 

نمیدونن تو بهونه ی منی

معنی شعرای عاشقونه ای

 

 

  09:06 AM | np | نظرات [0]

 نقاشی...

 

بر برگ سفیدی به سفیدی قلب پاک مهربانت
نقاشی کن عکس خورشید را
و در پشت پنجره سرد تنهاییم بگذار
تا که بر من بتابد
و روح یخ‌بسته‌ام را حرارتی جاودانه بخشد

بر برگ سفیدی به سفیدی قلب پاک مهربانت
نقاشی کن امواج آبی دریا را
تا ماهی کوچک قلبم
در آن آرامش آبی
از حس بی‌تابی رها گردد

نقاشی کن عکس چابک عشق را
تا مرا ببرد
ببرد به
آنجایی که فقط تو باشی و من باشم و عشق و نور

برایم نقاشی کن
نم نم باران را
تا شوره‌زار خشک دل‌تنگی‌ام
دشتی سرسبز گردد آشیان شقایق‌ها
نقاشی کن سایه‌بان امنیت را
تا در زیر آن ببافم فرشی از جنس آرامش
و بنشینم
بنشینم در انتظار تو

بر برگ سفیدی به سفیدی قلب پاک مهربانت
نقاشی کن عکس خوشبختی را
و بر دیوار زندگی‌ام بیاویز
نقاشی کن کوهی بلند را
تا بر قله آن کوه بلند
در گوش آسمان بخوانم
که آه .....
من چقدر خوشبختم
خوشبخت

نقاشی کن عکس خورشید را
و در پشت پنجره تنهایی‌ام بگذار
تا بر من بتابد
و روح یخ‌بسته‌ام را
حرارتی جاودانه بخشد
نقاشی کن کوهی بلند را
تا بر قله آن کوه بلند
در گوش آسمان بخوانم

نقاشی کن عکس خورشید را
کوهی بلند را
و اسب چابک عشق را
تا مرا ببرد
ببرد به آنجا که
فقط عشق و نور باشد و تو باشی و من باشم

  9:40 PM | np | نظرات [1]

 

 

عقل پرسید که دشوار تر از مردن چیست ؟عشق فرمود فراق از همه دشوارتر است .
  9:01 PM | np | نظرات [1]

 هفت سین

 

این بار می خواهم هفت سین عید را با یاد تو بچینم

 

سبزه را با یاد روی سبزه ات

 

سمنو به یاد شیرینی لبخندت

 

سایه دانه به رنگ چشم هایت

 

سرکه با یاد ترشی مهربانیت

 

سیب با یاد تردیه گونه هایت

 

سکه با یاد درخشش قلبت

 

سیر با یاد تندی کلامت

 

......................... دوستت دارم........................

  00:31 AM | np | نظرات [1]